|

برنامه و اساسنامه حزب دمكرات كردستان ایران
مصوّب كنگرهی سیزدهم
13 الی 17 تیرماه 1383
3 الی 7 ژوئیه 1383
بخش اوّل: برنامهی حزب دمكرات كردستان ایران
پیش گفتار:
1ـ تاریخ مبارزات ملّت كرد یكی از خونبارترین و دیرپاترین
بخشهای تاریخ خلقهای تحت ستم جهان به حساب می آید. بعد از
جنگ چالدران كه در میان دو امپراتوری عثمانی و صفوی در سال
1514 روی داد، كردستان عملاً در میان آن دو دولت تقسیم گردید
و در سال 1639، با انعقاد پیمانی میان شاهعباس و سلطان مراد
عثمانی رسمیّت یافت.
قیام آزادیخواهانهی شیخ عبیدالله نهری (1880) سرآغاز
جنبش رهاییبخش ملّی علیه اشغالگران و در راستای استقلال
كردستان بود. سالهای آغازین قرن بیستم شاهد خیزش سازمانهای
سیاسی و شكوفایی جنبش آزادیخواهانهی ملّی در سراسر
كردستان بود، لیكن هربار در اثر توطئه گری دولتهای منطقه و
بدهبستانهای آنان با قدرتهای بزرگ جهان، این جنبشها رو به
به خاموشی نهادند. با آغاز جنگ دوّم جهانی، مبارزات
خلقهای آزدیخواه جهان علیه ارتجاع و فاشیزم گسترش یافت و
در آن مقطع زمانی، ضرورتی تاریخی در جهت ایجاد یك سازمان
سیاسی در كردستان ایران كه بتواند مبارزهی رهاییبخش خلق
كرد در آن بخش از كردستان را رهبری نماید، كاملاً احساس
میشد. به دنبال اشغال ایران از سوی متفقین و برچیدهشدن
بساط دیكتاتوری بیست سالهی رضاخان از كردستان ایران،
زمینهی مناسبی برای گسترش جنبش آزادیخواهانه به وجود
آمد و پیكارجویان پیشتاز خلق كرد از آن فرصت مطلوب حسن
استفاده نموده و در بیست و پنجم مردادماه سال 1324 خورشیدی
حزب دمكرات كردستان را تأسیس كردند.
بنابراین تشكیل حزب دمكرات كردستان حاصل و نیتجهی یك ضرورت
تاریخی و نشانگر آگاهی و فرهیختگی فرزندان پیشرو خلق كرد
بود. از آن زمان تا به امروز، حزب دمكرات كردستان، كه
فرزندان انقلابی خلق كرد را در صفوف خود جای دادهاست،
سازمان دهنده و راهبر مبارزهی رهاییبخش تودههای مردم
كردستان بوده و هست.
تشكیل حزب دمكرات كردستان در تاریخ خلق كرد نقطه عطف مهمّی
به حساب میآید و سرآغاز مرحلهی نوینی از مبارزهی این
ملّت میباشد. تحت رهبری حزب بود كه خلق كرد برای نخستین
بار در تاریخ نوین خود موفّق شد حاكمیّتی ملّی را در بخشی
از كردستان به وجود آورد. این حكومت توانست یازده ماه به
حیات خود ادامه دهد و پس از واپس نشینی جنبش خلقهای ایران،
دیكتاتوری نظامی مجدداً سلطه ی خود را بر سراسر كردستان
تحمیل نمود. لیكن خلق كرد از ادامهی مبارزه بازنماند و
برای تحقق بخشیدن به آرمانهای دیرپای خود همچنان به
مبارزه ادامه داد.
حزب دمكرات كردستان ایران دارای سابقهی 59 ساله و سرشار از
فراز و نشیب و فداكاری و جانبازی بوده و بیگمان طی این
مدت بسی كارآمدتر گشته و از مبارزات خلق كرد و سایر خلقها
تجربیات ارزشمندی اندوخته است.
2ـ در نیمهی دوّم قرن بیستم، پیشرفت و شكوفایی دانش و فن
آوری، ونیز تسریع و گسترش شبكهی ارتباطات سیمای جهان را
كاملاً دگرگون ساختند. بسیاری از رژیمهای واپسگرا و خودكامه
فروپاشیده و به جای آنها سیستمهای نوین و مدافع آزادی
ایجاد گشتهاند. دهها ملّت بزرگ و كوچك به كسب حق تعیین
سرنوشت خویش نائل آمده و دولتهای مستقلی تشكیل دادهاند،
ونیز عمر رژیمهایی كه به خشونت و سركوب امید بستهاند رو
به زوال است. بهطوركلّی، خلقهای تحت ستم و نیروهای
اجتماعیای كه توانایی آن را دارند زمام سرنوشت خود را
دردست گرفته و در راستای ترقی و تعالی گام بسپرند،
آیندهای بس روشنتر درپیش دارند تا با بهرهوری از آن به
ایجاد جوامعی آزادتر، انسانیتر و مترقیتر تحقق بخشند.
به دنبال فروپاشی بلوك شوروی در سال 1371، دو مسألهی مهّم
در سطح جهان مطرح شده و اهمیّت واقعی خود را متجلی ساختند.
نخست مسألهی ملّی و ضرورت تأمین حقوق ملّی خلقهای تحت ستم
جهان بود. اگرچه مدّت هفتاد سال چنین ادعا میشد كه در
كشورهای سوسیالیستی معضلی به عنوان مسألهی ملّی وجود
ندارد، با این حال زمانی كه سیستم سوسیالیستی فروپاشید و
خلقهای آن كشورها فرصت لازم را كسب نمودند، همگان به عیان
دیدند چگونه این خلقها به پا خاستند و دولتهای ملّی خود را
تشكیل دادند.
دومین مسأله دمكراسی بود. این مسأله كه دهها سال تحت عنوان
دفاع از حقوق و منافع كارگران و زحمتكشان در بخش عمدهای از
كشورهای جهان با آن مخالفت و ضدیت به عمل می آمد، به
گونهای ضرورت خود را نشان داد كه موجب سرنگونی بسیاری از
دیكتاتوریها گردید و شماری نیز از ترس دچارشدن به
سرنوشتهای نامعلومی، دروازههای كشور خود را به روی
دمكراسی گشودند و خود را با شرایط جدید تطبیق دادند.
3ـ خاورمیانه در تجزبه و تحلیل بین المللی، مخصوصاً در
استراتژی دولتهای بزرگ، حایز اهمیّت ویژهایست. این منطقه،
از نظر جغرافیایی بر سر راه ارتباطی سه قارهی آسیا،
آفریقا و اروپا قرار گرفته و از لحاظ اقتصادی و منابع
زیرزمینی بسیار غنی است و بیش از نصف ذخایر نفت جهان در این
منطقه میباشد.
بعلاوه، وجود شماری از جنبشهای رهاییبخش ملّی در این
منطقه، به ویژه جنبش ملّی كرد و جنبش فلسطین، كه عكس
العملهایی طبیعی در برابر تقسیمات استعماری هستند، ارزش و
اهمیّت خاورمیانه را در محاسبات و نظرات قدرتهای بین المللی
ارتقاء دادهاند.
كلیّهی این واقعیات باعث شدهاند قدرتهای بزرگ هر نوع تغییر
و تحولی در این منطقه را دقیقاً مدنظر قرار داده و در برابر
هرگونه رویدادی در آن گوش به زنگ بوده و عكس العملی
بایسته از خود نشان دهند. رویدادهای 25ـ20 سال اخیر و حضور
چشمگیر، مستقیم و پایای نیروهای نظامی كشورهای غربی، به
ویژه آمریكا، در این منطقه به وضوح نشانگر چنین واقعیّتی
میباشد.
بعد از رویداد یازدهم سپتامبر (2001)، لشكركشی كشورهای
همپیمان، تحت رهبری آمریكا، به افغانستان و سرنگون كردن
رژیم افراطگرای اسلامی طالبان و تارومارنمودن سازمان
القاعده در آن كشور، سرآغاز یك رشته تغییر و تحوّل در
منطقه ی خاورمیانه بودهاست. به دنبال آن، دولت عراق نیز
در اثر فشار یورش ارتش آمریكا و همپیمانش، دستخوش فروپاشی
گردید. این واقعه نیز، بسان زمین لرزهای پرتوان، منطقه ی
خاورمیانه و جهان خارج را به لرزه درآورد. در واقع میتوان
گفت پس از جنگ دوّم جهانی، هیچ رویدادی به اندازهی جنگ
اخیرالذكر باعث دگرگونی روابط منطقه ای و بین المللی نشده
است. بالاخص، كشورهای خاورمیانه، كه مشكلات سیاسی ـ
اقتصادی و معضلات ملّی ـ مذهبی در آنها شدّت بیشتری دارد،
دولتهایشان نگران و دلواپس آنند كه ممكن است تعادل سیاسی
منطقه از میان برود و دیگر نتوانند به حاكمیّت واپسگرایانهی
خود ادامه دهند.
پیروزی مردم عراق در امر بنیانگذاری كشوری آزاد و دمكرات
در آینده، بر جوامع كشورهای همسایه تاثیرگـذار خواهد بود.
خلقهای بیزار از نظامهای ارتجاعی و دیكتاتوری چشم انتظار
فرصتی هستند تا برای كسب آزادی و دمكراسی و بدست آوردن
حقوق ملّی خود علیه رژیمهای ضدخلقی قاطعانه بهپا خیزند.
هم اینك مبارزهی رهاییبخش ملّت كرد پا به مرحلهی سرنوشت
سازی گـذاشته است. در این میان حقوق سیاسی خلق كرد در عراق
بر مبنای فدرالیزم جغرافیایی ـ ملّی در قانون ادارهی دولت
برای مرحلهی انتقالی به رسمیّت شناخته شدهاست. استقرار
این شیوه از فدرالیزم برای حلّ مسألهی كردها در بخش دیگری
از كردستان نیز الگوی مناسبی خواهد بود.
4ـ در سالهای بعد از جنگ دوّم جهانی، تحوّلات و دگرگونیهای
بسیاری در زمینهی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در ایران
صورت گرفته است. در واقع نیز ایران نمیتوانست در برابر
تحوّلات ژرفی كه در ابعاد جهانی به وقوع پیوسته پایداری
نموده و خود را از آنها بركنار نگه دارد. با این حال،
تغییراتی كه در ایران روی دادهاست به هیچ وجه با حجم
امكانات بالقوهی اقتصادی و طبیعی كشورمان همخوانی نداشته
است. ایران هنوزهم در زمرهی كشورهای عقب مانده به حساب می
آید و بخش بزرگی از تودههای مردم در فقر و تنگدستی زندگی
میكنند. هنوزهم اكثریت مردم ایران، به ویژه در مناطق
روستایی، بیسواد بوده و در زمینهی كمكهای پزشكی و
امكانات درمانی در مضیقه هستند.
با برسركارآمدن رژیم جمهوری اسلامی در سال 1358، ایران از
لحاظی چند گرفتار سیرقهقرایی گردید. در حالی كه این كشور
با امكانات سرشار طبیعیای كه داشت ـ اگرچه ازدست
دیكتاتوری مینالید ـ میرفت مقام شایستهی خود در جامعهی
بینالمللی را احراز نماید، لیكن آخوندهای به قدرت رسیده
با درپیش گرفتن سیاستی خصمانه علیه جامعهی مدنی، آن را
از جهان مترّقی جدا نموده و برای برگرداندن آن به دوران
قرون وسطی به تقلاّ برخاستند. اقتصاد ایران به جای آنكه
بتواند خودكفا گشته و در زمرهی اقتصادهای نیرومند منطقه و
جهان قرار گیرد، بهگونهای دچار سردرگمی و آشفتگی گردید
كه اینك یكی از متزلزل ترین اقتصادها بوده و ارزش برابری
پول آن در برابر پولهای معتبر جهان به طور متوسط 12000درصد
كاهش یافته است.
سركوبی آزادیها سیاست روزمرّهی سردمداران جمهوری اسلامی
است. هیچ حزب و سازمان و سندیكای مستقلی امكان فعّالیّت
آزادانه ندارد، آزادیهای فردی و اجتماعی به بدترین
شیوه پایمال گشته و هر فریاد اعتراضی به صورت بازداشت و
زندانیكردن و شكنجه، حتی ترور و اعدام، پاسخ داده میشود.
به این ترتیب ایران برای كلیّهی انسانهای آزاداندیش و
آزادیخواه به صورت زندان بزرگی درآمده است.
5ـ كردستان ایران در زمینهی اقتصادی و اجتماعی منطقه ای
عقبمانده در داخل كشوری عقبمانده است. كردستان هرچند از
لحاظ منابع طبیعی و ثروتهای زیرزمینی غنی است، با این حال
از بسیاری جهت یكی از عقب افتادهترین مناطق ایران است.
پیشرفت اقتصادی و تحوّلات اجتماعی، به ویژه صنعتی، در
كردستان به پای مناطق دیگر ایران نیز نمیرسد. وضعیّت
اقتصادی، بهداشتی و فرهنگی مردم كردستان مردم كردستان تغییر
چندانی نكرده است. سطح زندگی پایین بوده و زحمتكشان
كردستان در فقر و محرومیّت به سر میبرند. آثار ستم ملّی در
كلیّهی زمینههای زندگی سیاسی، اقتصای، اجتماعی و
فرهنگی در كردستان مشاهده میگردد. كلیّهی مسؤلان ردهی
بالای دولت در كردستان از مركز منصوب میشوند و مردم كردستان
در ادارهی امور مربوط به زادگاه خود نقش چندانی ندارند.
علیرغم وجود امكانات طبیعی، هیچ پروژه و برنامهی مهّم
اقتصادی و صنعتی در كردستان به اجرا درنمی آید و به هیچ
حزب و سازمان و سندیكای مستقل سیاسی و صنفی امكان فعّالیّت
آزادانه داده نمیشود. كودكان كرد از همان نخستین روزهای
رفتنشان به مدرسه باید به زبان فارسی تحصیل نمایند و از
امكان درس خواندن به زبان مادری محروم ماندهاند. به این
ترتیب، كردستان را به صورت زندان بزرگی برای خلق كرد
درآوردهاند.
6ـ بخش بزرگی از این كمبودها و مشكلات در دوران حاكمیّت رژیم
سابق وجود داشتند. رژیم سلطنتی پهلوی هیچگاه اجازه نمیداد
كشور تحت سلطه ی آن، راه پیشرفت و شكوفایی را آزادانه
درپیش گیرد، آزادیهای انسانی تودههای مردم را پایمال
كرده و نتیجتاً در میان خود و شهروندان ایران تضاد عمیقی به
وجود آورده بود كه تنها راه چارهی آن یك انقلاب فراگیر
بود. در چنین اوضاع و احوالی بود كه در سال 1356، تودههای
مردم ایران بهطور بیسابقهای به میدان آمدند و بعد از یك
سال مبارزه و فداكاری، طومار عمر رژیم سلطنتی را درهم
پیچیدند.
بیتردید، انقلاب مردم ایران یكی از مهمترین رویدادهای
تاریخی كشور ما بود و در همانحال نیز آزمونی بس ارزشمند
برای مبارزان راه آزادی را دربرداشت. انقلاب سراسری ایران
این واقعیّت را به روشنی نشان داد كه هر زمان مردم كشوری
با ازخودگـذشتگی و همیاری بخواهند غل و زنجیر اسارت را از
دست و پای خود بگسلند، هیچ نیرویی نمیتواند سدّ راهشان گردد
و سرانجام همهی موانع و مشكلات موجود بر سر راه پیروزی را
از میان برمیدارند.
هرچند دوران نكبتبار دیكتاتوری خانوادهی پهلوی كلیّهی
اقشار و طبقات مردم ایران را علیه رژیم محمدرضاشاه
برانگیخته بود، لیكن، متأسفانه به دلیل آنكه نیروهای
دمكرات و انقلابی برای سیستم حاكمیّت بعد از رژیم سلطنتی
فاقد برنامهی مشتركی بودند، و نیز از آنجا كه هیچ یك از
نیروهای میهن پرست ایرانی به تنهایی این توانایی را نداشت
تودههای مردم را پیرامون خود گرد آورد و قدرت سیاسی در
سراسر كشور را در اختیار بگیرد، گروهی آخوند كوتهفكر و
مرتجع با سوءاستفاده از اعتقادات مذهبی مردم، به مصادرهی
دستاوردهای انقلاب و حاصل اشك و خون فرزندان خلقهای ایران
دست یازیدند و سلطه ی انحصارطلبانهی خود را بر كشورمان
تحمیل نمودند.
در نتیجهی یك چنین وضعیتی، انقلاب ایران به ناكامی
گراییده و نتوانست به هیچ یك از آرمانها و انتظارات
تودههای مردم تحقق بخشد. خلقهای تشنهی آزادی در ایران،
با هدف تأمین و استقرار آزادیهای دمكراتیك در سراسر ایران،
با دست خالی به پیكار علیه ارتش تا دندان مسلّح رژیم شاه
به پا خاستند و هزاران نفر از فرزندان خود را در این راه
قربانی نمودند. زحمتكشان ایران، كه كه بخش بسیار بزرگی از
جمعیت ایران را تشكیل میدهند، به امید رهایی از تنگدستی و
سیه روزی، و خلقهای تحت ستم ایران به امید دستیابی به
حقوق عادلانه ملی خود در سایه یك رژیم دمكراتیك، تأثیر بی
چون و چرایی در پیروزی انقلاب داشتند.
لیكن واپسگرایان انحصارطللب كه حاصل و ثمره مبارزه و
فداكاری مردم ایران را غضب نمودهاند، برخلاف انتظار
تودههای مردم هرگز اجازه ندادهاند هیچ یك از آرمانهای
مقدس این مردم تحقق پـذیر گردد. به موازات استقرار سلطهای
واپسگرایان، آزادیهای دمكراتیك بسی بدتر از دوران رژیم
سلطنتی پایمال گردید. تودههای فرودست و زحمتكش كشورمان بیش
از هرزمانی با فقر و تنگدستی، و گرانی و بیكاری روبرو شده
و رژیم كنونی در راستای چارهیابی برای هزاران فقره از
مشكلات زندگی آنها قدم مؤثری برنداشته است. خلقهای تحت
ستم ایران نیز نه فقط به حقوق عادلانهی خویش دست
نیافتهاند.كه كلیه خواستهایشان نیز با آتش و خون پاسخ
داده شده است.
دیكتاتوری مذهبی نه فقط تاب تحمل هیچ نوعی تفكر واعتقاد
مخالفی را ندارد، كه با هرگونه نظر وبرداشت متفاوتی ـ و لو
مخالف نیز نباشد ـ به شدت خصومت میورزد. در طول 25 سال
حاكمیت رژیم جمهوری اسلامی، این رژیم از ارتكاب هیچ نوع
جنایتی علیه آزادیخواهان، از هر ملیت یا طبقه و قشری ،
تردیدی به خود راه نداده است.
در كردستان سیمای كریه دیكتاتوری حاكم بسی آشكاراتر و بی
پردهتر خود را مینمایاند. علیرغم این واقعیت كه خلق كرد ،
به عنوان بخشی از مردم ایران، در انقلاب سراسری فعالانه
شركت نمود، و گر چه خلق ما از طریق نمایندگان خود، تا آنجا
كه در توان داشت تلاش نمود تا از راههای مسالمت جویانه و
آشتیگرایانه و از طریق مذاكره به حداقل حقوق عادلانه خو
دست یابد، با این حال رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی نه فقط
به قبول خواستهای برحق مردم كردستان تن در نداد، بلكه برعكس
به كردستان لشكركشی نموده و فرمان قتل و عام داد. حتی به
ارتكاب چنین اعمالی بسنده نكرد و خمینی برخلاف آیین اسلام،
فتوای جهاد علیه خلق مسلمان كرد را صادر نموده و ریختن خون
پیر و جوان و زن و مرد تودههای مردم كردستان را امری حلال
اعلام نمود.
بیش از 25 سال است جنگ و ستیز علیه تودههای مردم كردستان
ادادمه دارد. صدها پایگاه نظامی و و مراكز نظارت سری و
شبكههای جاسوسی در سراسر كردستان ایجاد شده است. در این
مدت، مردم كردستان در راه دفاع از آزادی در حدود پنجاه
هزار شهید دادهاند كه بیش از چهار هزار نفرشان از مبارزان
حزب دمكرات بودهاند. با این حال جنبش انقلابی خلق كرد همچنان
در برابر زورگوییهای رژیم آخوندی پایداری و مقاومت خود را
به شیوههای مختلفی ادامه میدهد.
به این تریتب، رژیم واپسگرا و خونریز جمهوری اسلامی خصومت
خود را با كلیه مطالبات و آرمانهای خلق كرد و علیه همه
قوانین و موازین بینالمللی نشان داده و برضد تمام نیروهای
ملی ایران قد علم نموده است.
حزب دمكرات كردستان ایران بر این باور است كه برای رهایی
ایران از چنگال ظلم و ستمگری و دیكتاتوری باید به جای
حاكمیت ارتجاعی و ضد خلقی آخوندها یك سیستم دمكراتیك
فدرالی تشكیل گردد، سیستمی كه در آن خواستهای عادلانهی
خلقهای ایران تحقق پـذیرد.
7ـ برای دستیابی به آرمان مربوط به چارهیابی مسأله
ملی در چارچوب یك نظام دمكراتیك، حزب دمكرات كردستان ایران
اتحاد نیروهای دمكراتیك و ملی ایران را به عنوان یك شرط
اساسی ارزیابی مینماید. به اعتقاد حزب ما، به منظور آنكه
جنبش دمكراتیك مردم ایران بار دیگر دچار بیبرنامگی نشود و
دستاوردهای آن به یغما نرود، باید همه اكنون آن بخش از
نیروهایی كه حقیقتاً دمكرات وترقیخواه هستند پیرامون
بربنامههای مشتركی برای آیندی ایران متحد گردند.
در رابطه با ایجاد چنین اتحادی، حزب ما هم ضد شوئنیسم ایرانی
است كه وجود خلق كرد را انكار مینماید و هم پادگر
ناسیونالیسم تنگ نظرانهی خلقهای ایران است كه میان استبداد
مركزی و مردم ایران تفاوتی قایل نمیگردد. هم شوینیزم
ایرانی و هم ناسیونالیسم تنگ نظرانهی خلقها، موانعی بیچون
وچرا بر سر راه اتحاد خلقهای ایران هستند. در همانحال حزب ما
براین بارو است كه در شرایط كنونی خطر بزرگتر همانا شوینیزم
عظمت طلبانهی ایرانی است.
حزب دمكرات كردستان ایران مدت بیش از 25 سال است مبارزه مردم
كردستان را علیه سركوبگریهای ددمنشانهی جمهوری اسلامی با
كارایی و شایستگی رهبری مینماید. فعالیت و مبارزه
وفداكاری و جانبازی و اعضا و هواداران و پیشمرگان قهرمان حزب
محبوبیت و نفوذ حزب را در میان تودههای مردم بسی بیش از
گـذشته ارتقا داده است. حزب دمكرات كردستان اینك نه فقط حزب
محبوب مردم كردستان ایران است، كه مورد احترام سایر خلقهای
ایران و سازمانهای ترقیخواه در داخل و خارج میباشد.
حزب دمكرات كردستان این برنامه را به مردم كردستان عرضه
مینماید و از كلیه ساكنان كردستان، كارگران، دهقانان،
زحمتكشان شهرها و روستاها، روشنفكران، دانشآموزان و
دانشجویان، كارمندان و صنعتگران و پیشهوران، وبه طور كلی،
افراد میهن پرست كلیه اقشار و طبقات میخواهد برای تحقق
بخشیدن به آرمانهای این برنامه تلاش نمایند اعضا وهواداران
حزب باید این برنامه را میان تودههای مردم كردستان ببرند و
مفاد آن را برای آنها تجزیه وتحلیل نمایند و اعتقادات و
دیدگاههای حزب درب مورد مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و
فرهنگی را برای آنها بیان كنند. بعلاوه باید مردم سایر
بخشهای ایران را نیز از مطالبات اساسی مردم كردستان و حزب
دمكرات آگاه سازند.
حزب دمكرات كردستان ایران بزگترین نیروی سیاسی كردستان ایران
است كه اكثریت مردم كردستان از آن پشتیبانی مینمایند. از
این رو باید از صمیم قلب بكوشیم نیروی پایان ناپـذیر خلق را
در پی دستیابی به آرمانها و اهدافی كه در برنامه حزب
آمده است به حركت درآوریم. در چنان حالتی است كه برنامه
حزب به صورت یك نیروی ماده پرتوان درخواهد آمد وحزب خواهد
توانست حقوق عادلانهی خلق كرد را در چارچوب ایرانی دمكراتیك
تحقق بخشد.
حزب دمكرات كردستان ایران اهداف و آرمانهای خود را در این
برنامه گنجانده است. تحقق بخشیدن به این اهداف و آرمانها
وظیفه حكومت منطقهای كردستان خواهد بود كه در چارچوب كشور
ایران تشكیل خواهد شد.
******************
فصل اول: اهداف كلی
1ـ حزب دمكرات كردستان ایران حزب پیشرو مردم كردستان ایران است
و دوش به دوش نیروهای ترقیخواه سراسر ایران در جهت ایجاد یك
سیستم دمكراتیك در ایران و به دست آوردن حق تعیین سرنوشت
برای خلق كرد در كردستان ایران مبارزه میكند.
2ـ آرمانهای نهایی حزب دمكرات كردستان ایران ایجاد یك
جامعهی دمكراتیك سوسیالیستی است.
3ـ شعار استراتژیك حزب دمكرات كردستان ایران ایجاد یك سیستم
دمكراتیك فدرال درایران و تأمین حقوق ملی خلق كرد در كردستان
ایران است.
4ـ حزب دمكرات كردستان ایران خلقهای تحت ستم ایران را هم
پیمانان استراتژیك خود میداند و از جنبشهای رهایی بخش آنها
در جهت دستیابی به حقوق ملی پشتیبانی میكند.
5ـ پشتیبانی از مبارزهی ملی ـ دمكراتیك خلق كرد در بخشهای
دیگر كردستان خط مشی همیشگی حزب دمكرات كردستان ایران است.
6ـ حزب دمكرات كردستان ایران از مبارزه رهایی بخش خلقهای
جهان پشتیبانی مینماید و طرفدار صلح و روابط مودتآمیز در
میان خلقهای كلیه كشور است.
******************
فصل دوم: مبانی ادارهی حكومت منطقهای كردستان
7ـ كردستان یكی از مناطق جمهوری فدرال ایران است.
8ـ منطقهی كردستان سراسر خاك كردستان ایران را شامل میگردد.
چارچوب جغرافیایی، یا در نظر گرفتن عوامل جغرافیایی و
اقتصادی خواست اكثریت ساكنان هریك از مناطق كردنشین تعیین
میگردد.
9ـ در منطقهی كردستان حاكمیت كلا در حیطهی اختیار مردم
میباشد كه از طریق نمایندگان خود در پارلمان كردستان و نیز
به وسیله ارگانهای حكومت منطقهای آن را اعمال مینمایند.
10ـ مور مربوط به روابط خارجی (سیاسی و اقتصادی)، دفاع
ملی، برنامهریزی دراز مدت اقتصادی و سیستم پولی در اختیار
دولت فدرال است. جز در موارد مذكور، صلاحیت ادراه سازمان
دولتی دركردستان در اختیار حكومت مركزی كردستان است. مردم
منطقهی كردستان همانند سایر هموطنان خود در سراسر ایران از
طرف قانونی و بدون هرگونه تبعیضی در اداره كشور مشاركت
دارند.
11ـ منطقهی كردستان پرچم، سرود و جشن ملی خود را دارد. در
منطقهی كردستان پرچم جمهوری فدرال ایران در كنار پرچم
كردستان برافراشته میشود.
12ـ دیوانعالی فدرال كه از متخصصان كلیه ملتهای ایران با
حقوق یكسان تشكیل میگردد به اختلافات قانونی میان دولت
فدرال و حكومت منطقهای رسیدگی مینماید و تعادل قدرت در
میان آنها را نگه میدارد.
13ـ پارلمان كردستان عالیترین ارگان قانونگـذاری ویژهی
منطقهی كردستان است. نمایندگان مجلس از طریق انتخابات
عمومی، مساوی، مستقیم و مخفیانه برگزیده میشوند.
14ـ پارلمان كردستان حكومت منطقهای كردستان را تعیین
مینماید. حكومت منطقهای كردستان در برابر پارلمان مسئول
میباشد.
15ـ حفظ نظم و امنیت در منطقهی كردستان به عهدهی نیروی
پیشمرگان كردستان و سایر ارگانهای انتظامی حكومت منطقهای
میباشد. وظیفه نیروی نظامی دفاع از مرزهای كشور در برابر
تجاوزات بیگانگان بوده و حق ندارد در امور مربوط به حفظ نظم
و امنیت داخل كشور مداخله نماید.
16ـ زبان كردی زبان رسمی تدریس ومكاتبه بین ادارات
منطقهای كردستان است. زبان فارسی در منطقهی كردستان نیز
مانند سایر نقاط ایران زبان رسمی است و در مدارس تدریس
میشود.
17ـ مكاتبات رسمی ادارات منطقهی كردستان با مركز و ادارات
وابسته به دولت فدرال در كردستان و با سایر مناطق ایران به
زبان فارسی خواهد بود.
18ـ به همهی ساكنان غیر كرد در منطقهی كردستان در اشاعه
فرهنگ خود كمك و مساعدت میشود و امكانات تحصیل به زبان مربوط
برایشان فراهم میگردد.
******************
فصل سوم: حقوق و مزایای ساكنان منطقهی كردستان
19ـ كلیه حقوق و آزادیهای مصرح در اعلامیهی جهانی حقوق
بشر و میثاقهای بینالمللی مربوط به آن از جمله آزادی
عقیده و بیان، آزادی مطبوعات، آزادی تشكیل و فعالیت احزاب
و سازمانهای سیاسی و اتحادیههاو شوراهای كارگری، دهقانی
، صنفی و انجمنهای دمكراتیك ، آزادی انتخاب شغل و محل
اقامت وآزادی دین و مذهب در منطقهی تحت حاكمیت حكومت
منطقهای كردستان، همانند سایر مناطق ایران، تأمین میشود.
همه ساكنان كردستان، بدون هرگونه تبیعضی از لحاظ جنسی،
قومی، نژادی و مذهبی. از حقوق اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و
فرهنگی مساوی بهرهمند خواهند بود.
20ـ دین از دولت جداست.
21ـ زن و مرد در خانواده و جامعه حق مساوی دارند و در مقابل
كار مساوی حقوق مساوی دریافت میكنند.
حكومت منطقهای كردستان باید حق استفاده از مرخصی همراه با
حقوق ماهانه در دورهی بارداری و بعد از زایمان را برای
زنان كارمند و كارگر تأمین نماید.
22ـ حكومت منطقهای كردستان برای آموزش و پرورش كودكان
اهمیت ویژهای قایل است.
******************
فصل چهارم: سیاست اقتصادی و اجتماعی
23ـ پیشبرد وضع اقتصادی از طریق یك برنامهریزی علمی در
منطقهی كردستان به عهده حكومت منطقهی كردستان است.
برای جبران عقب ماندگی اقتصادی كه ناشی از ستم ملی است،
توزیع درآمدهای عمومی كشور از سوی دولت فدرال به ترتیبی
خواهد بود كه سهم ساكنان كردستان به تناسب درجهی عقب
ماندگی ، بیش از درآمد متوسط سرانهی كشور باشد.
24ـ راه اصلی پیشرفت اقتصاد كردستان و سراسر ایران صنعتی
كردن كشور با بهرهگیری از دستاوردهای علم و تكنیك از یك سو،
و نیازمندیها و امكانات طبیعی كشور، از سوی دیگر است. ایجاد
یك دگرگونی بنیادین اقتصادی و اجتماعی كه برای صنعتی
كردن ضرورت دارد، یكی از اساسیترین وظایف دولت فدرال و حكومت
منطقهی كردستان است.
25ـ حكومت منطقهای كردستان از طریق بخشی عمومی اقتصاد، كه
بخش اساسی برای پیشرفت اقتصادی محسوب میگردد،
صنایع پیشرفته را در كردستان دایر مینماید. و برای مشاركت
سرمایههای خصوصی در امر پیشرفت اقتصادی كشور، به ویژه
صنعتی كردن آن، كلیه تسیهیلات لازم را فراهم میسازد و در
همان حال از صنایع داخلی و ملی نیز حمایت مینماید.
26ـ منابع زیرزمینی و نیز آبها، جنگلها و مراتع كردستان،
همچون سایر مناطق ایران، ثروت عمومی به شمار میآیند و حكومت
منطقهای كردستان، با همكاری دولت فدرال، از آنها به نفع
همهی مردم ایران بهرهبرداری مینامید.
27ـ ارتقای سطح تولیدات كشاورزی از طریق مكانیزه كردن و
استفاده از شیوههای علمی در امر كشاورزی، و نیز طرح ریزی
و اجرای برنامههای آبیاری و ساختمان سدها، بخش مهمی از
سیاست اقتصادی حكومت منطقه ای كردستان را تشكیل میدهد.
28ـ حكومت منطقه ای كردستان برای توسعهی بازرگانی داخلی
و رونق كسب و كار و پیشهوری در كردستان كوشش لازم را به عمل
خواهد آورد.
29ـ ارتقای سطح زندگی مردم، مخصوصاً زحمتكشان كردستان،
محتوای اصلی سیاست اقتصادی حكومت منطقه ای كردستان است.
این حكومت به منظور تأمین یك زندگی شایستهی عصر حاضر برای
ساكنان كردستان از كلیهی توان و امكانات خود استفاده خواهد
كرد.
30ـ ساعات رسمی كار در هفته نباید بیش از 40 ساعت باشد.
كارگرانی كه به كارهای سخت اشتغال دارند باید ساعات كمتری
كار كنند. حداقل دستمزد كارگران متناسب با هزینه زندگی تعیین
میشود و به تناسب بالارفتن هزینهی زندگی افزایش مییابد.
كارگران در مقابل حوادث ناشی از كار، بیماری، از كار
افتادگی، بیكاری و كهولت بیمه میشوند. به كار گماردن
كودكانی كه سنشان از پانزده سال كمتر باشد ممنوع است. برای
كاستن از سطح بیكاری و سپس از میان برداشتن آن باید شرایط
اقتصادی و اجتماعی لازم ایجاد گردد.
31ـ در مالكیت زمین هنوز هم بیعدالتیهایی وجود دارد. از این
رو باید در شیوهی موجود مالكیت زمین دگرگونی لازم به نفع
روستائیان زحمتكش و فاقد زمین صورت پـذیرد.
32ـ حكومت منطقه ای كردستان باید به كشاورزان كمك نماید تا
بتوانند وسایل پیشرفتهی كشاورزی برای خود تهیه نمایند.
همچنین باید محصولات كشاورزی را به بهای تضمین شدهای از
آنها بخرد و به منظور توسعهی كار كشاورزی وامهای درازمدت
با بهرهی كم در اختیارشان قرار دهد. دهقانان نخست در برابر
حوادث ناشی از كار و بیماری و سپس در مقابل پیری و ازكار
افتادگی بیمه میشوند.
33ـ حكومت منطقه ای كردستان به آموزش و پرورش جوانان توجه
ویژهای مبذول داشته و كلیهی امكانات آموزشی و تفریحی
را برای آنان فراهم مینماید.
34ـ حكومت منطقه ای كردستان توجه ویژهای به دامداری
مبذول خواهد داشت. چراگاهها با شرایط مساعد به دامپروران
واگـذار شده و روشهای صحیح و علمی دامپروری به آنها
آموخته خواهد شد.
35ـ حفاظت از محیط زیست، منابع طبیعی جنگلها، دریاچهها و
محافظت از حیوانات، بهویژه حیوانات شكاری، پرندگان و غیر
پرندهها و نیز موجودات آبزی، یكی از وظایف مهم حكومت منطقه
ای كردستان است. از این رو، باید از شكار بیرویهی حیوانات
جلوگیری بهعمل آید، و در گزینش نوع و محل صنایع جدید، و
احداث راهها و خط آهن باید محیط زیست مدنظر قرار گیرد تا
سیمای طبیعت مخدوش نگردد.
36ـ حكومت منطقه ای كردستان به رشد و توسعهی سازمانهای
گردشگری و آثار تاریخی اهمیت ویژهای قایل میباشد.
******************
فصل پنجم: سیاست فرهنگی و بهداشت
37ـ همهی كودكان كردستان باید تا سن پانزده سالگی تحصیل
نمایند. حكومت منطقه ای كردستان برای از بین بردن بیسوادی
اقدامات عاجلانهای بهعمل خواهد آورد. در منطقه ی كردستان،
تأمین هزینهی تحصیلات ابتدایی به عهده دولت است و در
بقیهی مراحل مجانی است. كمكهای حكومت منطقه ای در این
خصوص شامل مدارس دینی نیز خواهد شد. حكومت منطقه ای كردستان
هزینهی تحصیل فرزندان اقشار و طبقات كم درآمد در كلیه
آموزشگاههای حرفهیی و هنرستانها را تأمین خواهد كرد و
هزینهی تحصیل كودكان استثنایی و با استعداد و كم درآدمد را
در دانشگاهها و مؤسسات عالی نیز عهدهدار خواهد بود.
38ـ حكومت منطقه ای كردستان برای ارتقای سطح فرهنگی ملت و
تأسیس مراكز فرهنگی، علمی و تربیت بدنی، از قبیل فرهنگستان،
سینما، تئاتر ملی، مراكز ورزشی، آموزشگاههای عالی و
دانشگاهها اقدام خواهد كرد و برای گردآوری و نگهداری
میراثهای فرهنگی ملت كرد خواهد كوشید.
39ـ اهمیت دادن به پیشرفت زبان و ادبیات كردی و حمایت از
نویسندگان و هنرمندان و دانشمندان كرد خط مشی دائمی سیاست
فرهنگی حكومت منطقه ای كردستان خواهد بود.
40ـ حكومت منطقه ای كردستان در رابطه با روشنفكران و متخصصان
چنان سیاستی اتخاذ خواهد كرد كه موجب دلگرمی آنان گردد و
نتیجتاً با از خودگـذشتگی به میهن خود خدمت نمایند.
41ـ حكومت منطقه ای كردستان به منظور ارتقای سطح بهداشت
برای عامهی مردم خواهد كوشید و چنان شرایطی به وجود خواهد
آورد كه همهی مردم كردستان بتوانند از كمكهای پزشكی و
درمانی برخوردار گردند. حكومت منطقه ای كردستان به ایجاد
آسایشگاهها، شیرخوارگاهها و زایشگاهها اقدام خواهد نمود و نیز
به منظور نگهداری از معلولین و سالخوردگان تنها و بیكس
مؤسسات ویژهای تأسیس خواهد كرد.
******************
فصل ششم: ویژگیهای جمهوری فدرال ایران
42ـ كلیه خلقهای ایران بدون هرگونه تفاوت و تبعیضی از لحاظ
نژادی، دینی، مذهبی، قومیت و جنسی در تشكل جمهوری فدرال
ایران سهیماند و این اصل در قانون اساسی جمهوری فدرال
گنجانده میشود.
43ـ قانون اساسی جمهوری فدرال بر مبنای معیارهای جهانشمول
حقوق بشر و میثاقهای بین المللی بهگونهای تنظیم خواهد شد
كه حقوق ملی خلقهای ایران را در داخل مرزهای جغرافیایی
ملی مناطق مربوطه به رسمیت بشناسد.
44ـ قانون اساسی جمهوری فدرال حق تصویب قوانینی را كه به
مناطق مربوط میشوند به پارلمانهای مربوطه واگـذاری
مینماید.
45ـ دولت فدرال ایران به عضویت هیچ نوع پیمان نظامیای
درنمیآید كه اهداف تجاوزكارانه علیه كشورهای دیگر را
داشته باشد.
******************
فصل هفتم: سیاست خارجی
در مورد سیاست خارجی كه در صلاحیت دولت مركزی جمهوری فدرال
است، حزب دمكرات كردستان بر این امر تأكید میگـذارد كه:
46ـ دولت فدرال ایران باید با كلیهی كشورها بر اساس احترام
متقابل و شناسایی حق حاكمیت ملی رابطه برقرار سازد و با
كشورهای ترقیخواه و دمكرات و كشورهایی كه به حقوق بشر
احترام میگـذارند روابط دوستانه برقرار نماید.
47ـ دولت فدرال ایران در سازمان ملل متحد و در خارج از این
سازمان از صلح جهانی و همزیستی مسالمت آمیز در میان خلقها
پشتیبانی مینماید و طرفدار حل و فصل مسائل بین المللی از
طریق مذاكره و عدم توسل به زور باشد مگر در مواردی كه
جامعهی بین المللی خلاف آن را لازم بداند.
48ـ دولت فدرال از مبارزات رهاییبخش و ضد ستمگری خلقها و از
حق تعیین سرنوشت ملتها پشتیبانی نماید و به همهی افراد
میهن پرست و آزادیخواه پناهندگی سیاسی بدهد.
49ـ در چهارچوب این سیاست، با اطلاع و موافقت دولت فدرال،
حكومت منطقه ای كردستان از امكانات خود برای كمك به
مبازرهی رهاییبخش مبارزان كرد در كشورهای همسایه،
استفاده نماید و به كردهای میهن پرستی كه درخواست
پناهندگی میكنند پناهندگی سیاسی بدهد.
************************************
بخش دوم: اساسنامه حزب دمكرات كردستان ایران
مادهی اول: نام و ماهیت حزب
1ـ نام حزب "حزب دمكرات كردستان ایران" است.
2ـ حزب دمكرات كردستان ایران حزب پیشرو و انقلابی مردم
كردستان ایران است و اقشار و طبقات میهن پرست و آزادیخواه
خلق كرد را در صفوف خود متشكل میسازد.
******************
مادهی دوم: اعضای حزب
كلیه هم میهنان ساكن كردستان ایران و هر كرد ایرانی میتواند
به عضویت حزب دمكرات كردستان ایران درآید، مشروط بر آنكه:
ـ سن او از 18 سال كمتر نباشد
ـ برنامه و اساسنامهی حزب را قبول كند
ـ به عنوان فردی خوشنام و میهن پرست شناخته شود.
تبصره: كردهای بخشهای دیگر كردستان میتوانند به عضویت
سازمانها و انجمنهای هوادار حزب دمكرات كردستان ایران
درآیند.
******************
مادهی سوم: شیوهی پـذیرش اعضا
برای آنكه فردی به عضویت حزب پـذیرفته شود، باید:
ـ از طرف دو نفر از اعضای حزب معرفی گردد.
ـ حداقل شش ماه دورهی آموزشی را بگـذراند.
ـ عضو حزب یا سازمان سیاسی دیگری نباشد.
ـ از طرف اكثریت اعضای یك حوزهی حزبی یا ارگانی بالاتر
به عضویت پـذیرفته شود.
******************
مادهی چهارم: وظایف عضو حزب
عضو حزب مؤظف است:
ـ برای تحقق بخشیدن به آرمانهای حزب كه در برنامه ذكر
شده تلاش نماید
ـ تا آنجا كه در توان دارد، در حفظ وحدت سیاسی و تشكیلاتی
حزب بكوشد
ـ طبق اساسنامهی حزب از دیسیپلین حزب پیروی كند
ـ در یكی از ارگانهای حزب فعالیت نماید
ـ حافظ اسرار حزب باشد
ـ سطح معلومات سیاسی و اجتماعی خود را ارتقاو دهد
ـ سیاست حزب را به میان تودههای مردم ببرد و رابطهی حزب
با آنها را تقویت نماید و از نظرات و تجارب آنها استفاده
كند
ـ حق عضویت بپردازد
تبصره: كسانی كه از سیاست حزب پشتیبانی میكنند و با حزب
ارتباط تشكیلاتی دارند، ولی وظایف یك نفر عضو را به انجام
نمیرسانند، به عنوان "هوادار تشكیلاتی" شناخته میشوند
******************
مادهی پنجم: حقوق عضو حزب
عضو حزب حق دارد:
ـ به عضویت هر یك از ارگانهای حزب انتخاب شود
ـ از هر عضو یا ارگانی در جلسات حزبی انتقاد نماید
ـ از طریق تشكیلاتی به هر یك از ارگانهای حزب پیشنهاد
ارائه دهد، نظرات خود را به آن ابراز كند، یا از آن سئوال
نماید
ـ از هر ارگانی به ارگان بالاتر شكایت كند
ـ در هر جلسهی ارگان متبوع خود، كه فعالیت حزبی و سیاسی
او را ارزیابی میكند و دربارهی وی تصمیم میگیرد، حضور
داشته باشد
******************
مادهی ششم: مجازات عضو
1ـ اعضایی كه وظایف خود را انجام نمیدهند یا برخلاف
اساسنامهی حزب رفتار كنند یا مرتكب عملی میشوند كه به
اعتبار حزب لطمه بزند، به تناسب میزان تخلٌف ارتكابی مجازات
میشوند. مجازات حزبی عبارت است از:
ـ توبیخ شفاهی
ـ توبیخ كتبی
ـ سلب مسئولیت
ـ تعلیق عضویت
ـ اخراج ازحزب
تبصره:
1ـ طولانیترین مدت تعلیق یك سال است. عضو حزب طی مدت تعلیق
نمیتواند به عضویت هیچ یك از ارگانهای حزب انتخاب شود یا
مسئولیتی به وی واگـذار گردد.
2ـ مجازات حزب از طرف سازمان حزبی هر عضو با اكثریت آراو
تعیین میشود.
3ـ منظور از مجازات حزبی، آموزش اعضا و عضو حزب تنها در
صورتی مجازات میشود كه شیوههای دیگر مانند انتقاد و اندرز
در اصلاح رفتار او مؤثر واقع نگردد.
4ـ عضوی كه اخراج میگردد این حق را دارد از ارگان بالاتر
تقاضای رسیدگی بكند و میتواند تقاضای خود را به كنگره
نیز بفرستد.
5ـ بعد از پایان دوره تعلیق، سابقهی عضو معلقشده برای
وی محفوظ میماند و بر پایهی نظر ارگان مربوطه، مسئولیت
حزبی به او داده میشود.
******************
مادهی هفتم: ساختار سازمان حزبی
1ـ ساختار اساسی حزب بر مبنای آتی الذكر است:
ـ كلیه ارگانهای حزب از پایین به بالا انتخاب میشوند
ـ ارگانهای حزبی گزارش خود را هم به اعضایی كه آنها را
انتخاب نمودهاند و هم به ارگان مافوق میدهند
ـ عضو تابع سازمان و اقلیت اعضای هر ارگانی تابع اكثریت
اعضای آن میباشند
ـ در داخل حزب برای كلیهی اعضا و بدون هرگونه تبعیضی
دیسیپلین واحدی وجود دارد
ـ تصمیمات ارگان مافوق از طرف ارگان پایینتر اجرا میگردد
ـ بحث و تصمیمگیری از بالاترین تا پایینترین ارگان
دستهجمعی است. فردپرستی و تكروی درحزب جایی ندارد.
******************
مادهی هشتم: كنگرهی حزب
1ـ كنگره عالیترین ارگان حزب است.
2ـ كنگرهی حزب هر چهار سال یكبار از اعضای اصلی و
علیالبدل و مشاوران كمیته مركزی و برحسب نسبتی كه كمیته
مركزی تعیین مینماید، از نمایندگان سایر اعضای حزب تشكیل
میگردد.
3ـ كنگرهی فوقالعاده بنا به درخواست كمیته مركزی یا دو
سوم پرسنل دائمی حزب تشكیل میشود.
وظایف و اختیارات كنگره عبارتند از:
ـ بحث پیرامون گزارش كمیته مركزی و تصمیمگیری در مورد آن
ـ تعیین خط مشی اساسی سیاسی، استراتژیكی و تاكتیكی حزب
ـ تصویب برنامه و اساسنامهی حزب و در صورت لزوم حك و اصلاح
آن
ـ انتخاب اعضای اصلی و علیالبدل كمیته مركزی
تبصره 1: كمیتهی مركزی صلاحیت آن را دارد كه در مواقع
ضروری حداكثر تا یك سوم تعداد اعضای اصلی خود از میان
اعضای حزب را مستقیماً و با داشتن حق رأی به كنگره دعوت
نماید. این امر باید پیش از برگزاری كنفرانسها انجام پـذیرد و
این افراد در كنفرانسها فاقد حق رأی خواهند بود.
تبصره 2: كسانی میتوانند عضویت اصلی یا علیالبدل كمیته
مركزی را احراز نمایند كه حداقل سه سال سابقهی عضویت در
حزب را داشته باشند.
******************
مادهی نهم: كنفرانس حزب
1ـ كنفرانس حزب در صورتی تشكیل میشود كه:
ـ امكان تشكیل كنگره وجود نداشته باشد.
ـ بیش از 15 درصد از اعضای كنگرهی سابق از صفوف اعضای فعال
حزب خارج شده باشند.
ـ مسائل و مشكلاتی به میان آمده باشد كه كمیته مركزی
نتواند آنها را چارهیابی نماید.
ـ در چنین شرایطی، كنفرانس صلاحیت كنگره را خواهد داشت.
2ـ كنفرانس از اعضای اصلی و علیالبدل و مشاوران كمیته
مركزی و نمایندگان كمیتههای شهرستان و منطقه و كمیتهها و
كمسیونهای وابسته به دفتر سیاسی تشكیل میگردد.
3ـ نسبت شمار نمایندگان این كمیتهها و كمسیونها از طرف
كمیتهی مركزی تعیین میشود. اما عدهی نمایندگان منتخب در
هر حال باید از مجموع اعضای اصلی، علیالبدل و مشاوران
كمیته مركزی بیشتر باشد.
******************
مادهی دهم: كمیته مركزی
1ـ كمیتهی مركزی در فاصلهی میان دو كنگره عالیترین
ارگان حزب است و امور حزب را اداره میكند.
2ـ وظایف و اختیارات كمیته مركزی از این قرار است:
ـ تصمیمات كنگره را اجرا مینماید.
ـ مسئول روابط حزب با احزاب و سازمانهای دیگر است.
ـ دفتر سیاسی و دبیركل حزب و جانشین دبیركل را انتخاب میكند
كه در برابر كمیتهی مركزی مسئولیت دارند.
ـ نسبت حق عضویت اعضای حزب را تعیین میكند و مسئول درآمدها
و مخارج حزب است.
ـ آییننامهی داخلی مربوط به خود و برای هماهنگی میان
كمسیونهای وابسته به خود را تنظیم و تصویب مینماید.
ـ حداقل سالانه سه بار تشكیل جلسه میدهد. اعضای علیالبدل
و مشاوران كمیته مركزی در جلسات كمیته مركزی با رأی
مشورتی شركت میكنند.
تبصره:
1ـ كمیته مركزی میتواند تا نصف شمار اعضای اصلی برای خود
مشاور انتخاب نماید.
2ـ جلسات كمیته مركزی با شركت حداقل دو سوم اعضای اصلی
رسمیت مییابد و تصمیمات اتخاذشده در صورتی قطعیت مییابند
كه بیش از دو سوم اعضای اصلی حاضر در جلسه، به آنها رأی
موافق داده باشند.
3ـ هیچ فردی بیش از دو دوره متوالی به سمت دبیركلی انتخاب
نمیگردد.
******************
مادهی یانزدهم: دفتر سیاسی
1ـ در فاصلهی میان دو جلسه كمیته مركزی، دفتر سیاسی
وظایف كمیتهی مركزی را بهعهده میگیرد و مسئول اجرای
تصمیمات كمیتهی مركزی است.
2ـ دفتر سیاسی جلسات خود را براساس ضرورت تشكیل و گزارش
فعالیت خود را به كمیتهی مركزی میهد.
******************
مادهی دوازدهم: سازمانهای حزب
1ـ پایهی سازمان حزبی حوزه است. تعداد اعضای حوزه نباید
از سه نفر كمتر باشد.
2ـ سازمانهای حزب را در ده كمیتهی ده، در بخش كمیتهی
بخش، در محله كمیتهی محله، در شهر كمیتهی شهر، در
شهرستان كمیتهی شهرستان و در منطقه كمیته منطقه رهبری
میكند.
3ـ وظیفهی حوزه و كمیتههای ده، محله، بخش، شهر، شهرستان
و منطقه، تبلیغ در میان تودههای مردم و اجرای تصمیمات
كمیتهی مركزی و ادارهی امور حزبی است.
4ـ كمیتهی هر سازمان حزبی از طرف اعضای آن یا نمایندگان
آنان انتخاب میگردد.
5ـ عالیترین ارگان هر سازمان حزبی، كنفرانسی آن سازمان است
كه هر دو سال یك بار از نمایندگان همهی اعضای حزبی آن
سازمان تشكیل میگردد.
تبصره: در شرایط ویژه، كمیتهی مركزی میتواند شیوههای
مناسب دیگری برای ساختار حزب تصویب نماید.
******************
مادهی سیزدهم: درآمد حزب
درآمد حزب عبارت است از:
ـ حق عضویت اعضا
ـ درآمد بنیادها و مؤسسات حزبی
ـ كمك مالی اعضا و هواداران و دوستداران حزب |